امید آرزو ها

به یاد آرزو هایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد ...

دلم...

سلام خدا

خوبی

یه نگاهی به بندت نمیکنی

بنده ای که هروقت گیر میکنه مشکل داره

بهت سر میزنه

میدونم خدا خیلی بدم خیلی گناه کارم میدونم

اونقدری بدم که هرچقدر صدات کنم

صدام بهت نرسه ولی تو وقتی از رگ کردن به من نزدیک تری صدای گریه هامو نمیشنوی>:

خدایی به کی بگم از مشکلم از دردم اصلا قابلب گفتن نیست اینقدر بزرگه حتی با نوشتن هم اروم نمیشم و پابه پاش اشک میریزم

درد دلمو به کی بگم که فاش نکنه به کی بگم که مسخره نکنه به کی بگم بعد تو سرم نزنه فقط تویی ک اونم نمیدونم چطور ازت جواب بگیرم

خدایی نجاتم بده ازین زمینو ادماش

خدایی میترسم از آبنده ای که بدترین زندگیش نصیب من شده باشه

خدا بازم برای بار هزارم نه حتی بیشتر فقط تو میتونی کمکم کنی

درست کن خدا این زندگیو

نمیتونم دیگه

کشش ندارم

خسته شدم خدا

خدا اینقدر مشکلم بزرگه و زیاده رو دلم سنگینی میکنه نمیدونم چیکار کنم

از بس تو لاک خودم بودم خسته شدم

از بس خوب نبودم شاد نبودم خسته شدم

خدایا حواست هست

میبینی منو

هانیه میگفت ازم صبوری میخوای ولی من از کجا بفهمم

وقتی دلی نیست واسه بودن محرم راز من

فقط باید نوشت اونم بدون جزئیاتو با ترس

ترس ازخ ونده شدن

نمیدونم شاید بگن اگه میخواستی دردو دل کنی واسه خودت میکردی چرا نوشتی

اما دیگه قلبم جا نداره

تخلیه نمیشه حرفام

دارم میمیرم اما بازم زندم

کم اوردم

چرا منو نمیکشی راحتم کنی هاان خدا

خسته شدم

خب من بنده بد قبول دارم

اما خب بکش دیگه چرا موندم بیشتر گناه کنم

هرچی گناه بیشترو سنگین تر جهنمش سنگین تره

اگه بنده خوب بودم ک تاحالا تموم شده بود این زندگی

قلبم تیر میکشه خدا

خیلی درد دارم ...........

کمک خدای من





[ بازدید : 5 ] [ امتیاز : 2 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 29 خرداد 1396 ] [ 13:14 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

21خرداد بودو و تو...

سلام بهترینم.

خوبی؟

خوش میگذره؟بعضیا میگن جات خیلی خوبه... قبول دارم...کی از تو بهتر... مهربانم... قربون اسم قشنگت بشم مهربونم(مهربان)

کاش بودی ولی؟حیف نبود... کجا رفتی اخه ... دلت اومد منو بزاری بری... تو که منو دوست داشتی با اینکه خیلی اذیتت کردم... کجایی ببینی بزرگ شدم... دیگه دخترتو اذیت نمیکنم عزیزی...خیلی کار میکنم براش تازه نمیدونی غذا درست کردنم یاد گرفتم

تقصیر تو شد که من این همه کار کردم تو رفتی و من شدم خونه دار خونت

دلت اومد من کار کنم؟تو که نمیزاشتی دست به هیچی بزنم... اینقدر اذیتت کردم که حد نداره... خیلی لوس بودم با اینکه دختر بدی بودم نمیزاشتی دعوام کنم همیشه طرف من بودی خیلی خییل دلمممممممممم برات تنگ شده به حدی راضیم بمیرم بیام ببینمتتت اخه من کیو اندازه دوست دارم اخه مهربون ترین مهربون دنیا

هیشکی نمیفهمه که من چقدری دوستت دارم تا وقتیم عزیزترینشونو ار دست ندن نیمفهمن

گاهی از بس غصم میگیره

میگم چرا همش بهترینای من میرن واسه بقیه نمیره من یکم غصه خوردنشونو ببینم

دعای بدیه؟خودخواهیه؟گناهه؟میدونم

اما من چیکار کنم که دلم یه عالمه غصه داره تورو نداره میدونی اگه بودی چقدر وضعیتمون بهتر بود

میدونم اصلا دوستم نداری ک به خوابم نمیایی

من که همیشه عکستو بوس میکنم وقتی عکست بالاسرمه نگاش میکنم شب بخیر میگم بهش

اخه کجایی عزیز جونم

دوستت دارم.






[ بازدید : 6 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 17:57 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

خوب بد...

سلامی باز به خودم

بعد از سه ماهو 23 روز

:)

روز هایی شبیه هم

یکم خوب

بکم بد

خوب پیش نمیره

با وضعیت امتحانا فکر میکنم افسردگی عمیقی دارم

حتی اینا هم خوب پیش نمیرن

حال دلم درک نمیشه و خوب پیش نمیره

زندگی باهام راه نمیادو پیش نمیره

نمیدونم تا کی هیچی میل من نیست...

:(-





[ بازدید : 8 ] [ امتیاز : 4 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 17:24 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

9روز

سلام به خودم

9 روز دیگه تولدمه

الکی روز شماری میکنم و ذوق

ولی اونطور خوشحال نیستم

وقتی ازون سال تا به امسال به چیزایی که خواستم نرسیدم

به ارزویی که پارسال کردم و نشد و بدتر شد

به چیه تولد دلم خوش باشه

وقتی ته ته دلت ناراحت باشه اون تولدو من نمیخوام تولدی که یادشون نباشه و با عکس پروفایل که خدا پدرشو بیامرزه یادشون میاد

ازینکه بعضی وقتا با همونم ک میبینن تولدتو تبریک نگن اونکی مهمه برات تا بگه(تولدت مبارک)

ازینکه بهت میگن همشم مگه میشه تولد یه سال دوسال بسته دیگه

از چیزی که میگیو دماغت سوخته میشه

ازینکه سر چیزایی که حقت نیست حرف بخوری

و همه بگن به به چقدر خوشحاله که تولدشه

نه جانم نیست





[ بازدید : 15 ] [ امتیاز : 4 ] [ نظر شما :
]

[ شنبه 30 بهمن 1395 ] [ 22:09 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

21مرداد

سلام به خودم

یه مدت نبودم و ننوشتم

اینقدر درگیر این کلاسای مثلا کنکوریم

چقدر سخته درس خوندن تو تابستونی که میدونی بازم تیر ماه سال بعدش قبول نیستی

اما خب میگن تلاشتو بکن

اوکی میکنم

روزای کسل کننده اعصتب خورد کنیه ها...

نمیدونم چطور وصفش کنم

اما میدونم میگذره این روزای چرت

فقط امیدوارم روزای خوبی جایگزینش بشه و من افسردگی مزمن نگیرممممم

دعا کنه هرکی میحونه اینو...

تیر که رفت مردادم رفت...

راستی مادری جان تولدت مبارک 20/5/96

تولد خوبی برات گرفتیم و ذوق زده شدی

البته زیادم اهل ذوق نیستی مزاح فرمودم...

نمیتونم بهت بگم اما خیلی دوستت دارم خییلییی شدید تو پشتیبان فوق العاده هستی ...مهربون ترین مادری که همیشه حمایتات باعث شده به اینجا برسم

اما خداوکیلی خییل سربه سرم میزاری

وقتایی که بهم میگی خیلی خنگی ... بدرد شوهر دادنم نمیخوری...

هی ...

ادمیم خیلی ساده میگذرم از حرفا همچیرو به خنده میگیرم نه اینکه خلم حوصله ندارم کش بدم البته با دسوتام کل کل میکنماا خانواده نه به هرچیز چرتیم میخندم و خواهر جان برعکس منه و چون پدر جان عادت به خنده های من داره حتی بعضی حرفای شوخیش که سنگنی تموم میشه میخندم خواهری اصلااا قهر میکنن و پدر خیلی عصبی میشوند و خواهر جان با اینکه کوچیک ترن بهت میگن مگه دیوونم واسه هرچیزی بخندم

ینی فرمودن بنده دیوونم


روز و زورگارتون خوش

سلامت باشید

بنده بد خدا...لاله





[ بازدید : 20 ] [ امتیاز : 2 ] [ نظر شما :
]

[ يکشنبه 22 مرداد 1396 ] [ 1:14 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

شوک عجیب امروز

مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
واسه دل خودمه که درس عبرت شه




[ بازدید : 27 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ چهارشنبه 24 شهريور 1395 ] [ 0:20 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

هی...

وقتی چشمت را باز میکنی

میبینی بزرگترین ضربه ها را همان هایی زده اند

که زمانی با چشم بسته و از تهِ دل

دوستشان داشته ای !






[ بازدید : 19 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ سه شنبه 23 شهريور 1395 ] [ 22:32 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

مهربانم...

دیدن گوشه چشمی از مــ ـ ـرگـ ـ ــ

و

حس کردن طعم رحمتی بی نهایت از او که لایتناهی مطلق است و بس !

و

شرمندگی تا مرز هزاران سجده شکر واجب بر تو که بی شبهه الرحم الراحمینی

هرچند که بی نیازی و من در مقابلت به خاک افتاده!



+هر موقع حس خلاء کردم وجود تو بود که با تمام عظمت و جبروتش جلوم قد علم کرد !

+ازت ممنونم !





[ بازدید : 23 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 22 شهريور 1395 ] [ 14:54 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

شهریور

حواست هست ؟

شهـــــــریور است ...

کم کم فکر باد و باران باش ...

شاید کسی تمام گریه هایش را برای پاییز گذاشته باشد ؟!

حواست هست ؟

من همان دختر مغرور پاییزم که بغض هایم اشک نمیشود ؛

آه میشود !

راستی ...

حواست باشد !

آخرین روزهای گرم تابستان برایم به سردی میگذرد !



+روزای سخت فقط سخت نیست ، سرد هم هست !

+سخته تو فضای بغضت بخندی و بگی که محکمی و تکیه گاه !

+بعضی روزا انقدر سخته که فقط دلت میخواد رد شی ازشون و فکر کنی که یه خواب بوده ؛ یه خواب بد !

قلبم میگیره یهویی ازین همه بی تفاوتی ...





[ بازدید : 32 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 22 شهريور 1395 ] [ 14:48 ] [ بنده بد خدا ] [ ]

عید بارونی...

عیدمون شده مصادف با یه بارون تابستونی


rasht.iran

پ ن:عید/بارون/قربونی/مهمونی/خوشحالی/با اندکی دل گرفتگی/کمک به مامان/پخت شیرینی/رشت/هوا عالی





[ بازدید : 18 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 22 شهريور 1395 ] [ 14:43 ] [ بنده بد خدا ] [ ]